سيد صادق سجادى

245

تاريخ برمكيان ( فارسى )

فرمود تا محضر كردند و ابو يوسف قاضى و امام محمد شيبانى و جميع فقهاى سرآمد بغداد و عقلاى دوربين را طلب فرمود و جعفر برمكى را فرمان داد تا اجتهاداتى كه در آن صرف كرده پيش ايشان تقرير كند . جعفر از آنجا كه مسأله را ادراك كرده بود و از فحواى تقريرات مدّعى و مدعا عليه استخراج حقيقت كار كرده ، در حضور علما و عقلا و فقها تقرير نمود . حاضران انصاف دادند و به اتفّاق پيش خليفه « 1 » گفتند كه اگر جعفر خود را چندگاه در اشتغال اصول و فروع و مسائل فقه مستغرق گرداند ، گوى فقاهت از مجتهدان روزگار بربايد . و نتوان « 2 » دانست حد طبع جعفر و ادراك او كه با وجود يحيى معين و ابو يوسف و محمد شيبانى و ابو مطيع بلخى و چندين فقهاى ديگر كه سرآمد مجتهدان روزگار بودند ، آن مشكل حل كند . از كياست و ادراك و كمال و فضايل « 3 » او ديگر از چه توان گفت ؛ هم برين قياس بايد كرد . و اللّه اعلم بالصّواب . حكايت حاصل كردن على بن عيسى بن ماهان بن مالك مال خراسان و آوردن به نظر هارون الرّشيد آن مال را ، و فوايد ملكى و منافع جهانبانى يعقوب بن موسى هاشمى ، كه از اقرباى نزديك هارون الرّشيد بود و در آن درگاه اعتبارى و عزّتى داشت ، روايت مىكند كه « 4 » تمامى ملك خراسان را برامكه داشتند و ايشان با بندگان حق آسوده مىبودند . حق بيت المال به خزانه مىآمد و مرسومات ولايت دارى ايشان مىستدند « 5 » و از خلق پاكيزهء ايشان و شفقت و رأفت ايشان درهاى عاطف و خير مفتوح شده بود و ابواب فتنه و شرّ مسدود گشته و در بواطن رعاياى ديار بل خاطر رعيّت همهء ممالك تسلّىها پيدا آمده بود . عالم آسوده و سكون و قرار گرفته تا امير المؤمنين را اتّفاق افتاد كه خراسان و عرصه‌هايى كه متصل آن بود از برامكه بگرفت و على عيسى ماهان را كه در قرب‌گاه و رتبت دولت ، هم سرير برامكه « 6 » بود داد . على عيسى ماهان را بر برامكه حسدى و عداوتى تمام بود و دائم در پيش خليفه بد ايشان

--> ( 1 ) . ك : - خليفه . ( 2 ) . اساس : نتواند . ( 3 ) . ك : كمال فضل . ( 4 ) . ك : تا . ( 5 ) . اساس : مىستدن . ( 6 ) . اساس : « بگرفت . . . برامكه » .